خرداد ۲۵

امروز در حین بررسی شرایط حرکت دود سیاه در جزیره هایدرا بودم و سعی داشتم که فواصل را در روی عکسهای مختلف بررسی کنم .
این بررسی به درازا کشید و موجبات ایجاد این تاپیک را فراهم نمود .
بررسی فواصل و شرایط در جزیره هایدرا باعث شد که یک بررسی کلی تر بر روی این جزیره انجام دهم و تمام زوایای آنرا در عرض ۴ فصلی که پی به وجود این جزیره بردیم بررسی کنم .
نتیجه این بررسی شاید برای خودم هم عجیب بود چون به نظر میرسد که جزیره هایدرا در حالات مختلف در حال گردش به دور جزیره اصلی است .
شاید بهترین جمله برای این تعریف این باشد که یا هایدرا یا جزیره اصلی , حالتی دوار دارند .
برای اثبات این فرضیه که جزیره هایدرا نصبت به جزیره اصلی در وضعیتهای مختلف قرار میگیرد ابتدا باید نگاهی داشت به نقشه های که از موقعیت جزیره هایدرا و جزیره اصلی موجود است .

نقشه رسمی جزیره

جزیره کوچکی که در پایین نقشه دیده میشود , جزیره هایدراست . دو خط قرمز که بر روی نقشه کشیده شده نشان دهنده کرانه شمالی هایدراست و کرانه جنوبی جزیره اصلی .
در بالا نقشه نشانگر دیگری نیز وجود دارد که شمال و جنوب جغرافییایی را نشان میدهد . در جزیره هایدرا یک سری کوه وجود دارد که بخش کرانه های شمالی جزیره را از کرانه های جنوبی جدا میکند .
بخشهای روشن در نقشه هایدرا نشان دهنده قسمتهای ساحلی است . در قسمتهای شمالی آن شاهد بخشهای صخره ای و کوه هستیم .
با این تعرف اگر به نقشه نگاه کنید متوجه میشوید که کسانی که در کرانه جنوبی هایدرا قرار گرفته باشند هیچ گاه قادر نیستند جزیره اصلی را مشاهده کنند و برای دیدن این جزیره باید به کرانه شمالی بروند .
با این حساب باید تصور کرد که اولین بار که بنجامین لاینوس از جزیره هایدرا به سویر جزیره اصلی را نشان داد آنها در شمال جزیره اصلی بودند . ادامه مطلب …»

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 0.0/10 (0 votes cast)

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

خرداد ۲۴

گروه نقد و بررسی فیلم و سریال تقدیم میکند.

با سلام خدمت همه دوستان و علاقمندان سریال زیبای لاست.
فصل ششم و نهایی لاست نیز به پایان رسید. در مدت پخش فصل نهایی این داستان با تحلیل های هفته به هفته لاست در خدمت دوستان بودیم. همان طور که شاهد بودید تحلیل فصل نهایی بدون نتیجه گیری به پایان رسید.
با توجه به اتمام داستان به نظر میرسید که نتیجه گیری نهایی و جمع بندی داستان باید کل فصل ششم را شامل شود، زیرا که دیگر نه داستانی مانده است و نه رازی بر ملا خواهد شد.
این بود که همان طور که قول داده بودم، در یک جمع بندی کلی و البته از دیدگاه شخصی خودم و با توجه به تحلیلهای انجام شده, فصل نهایی لاست را جمع بندی کرده و از آن نتیجه خواهم گرفت.
دوستان توجه داشته باشند که این تعبیر شخصی من از وقایع داستان است و ممکن است که هر کس از این دیدگاه برداشت خاص خود را داشته باشد.
و اما نتیجه داستان در فصل ششم…

لاست …

فصل ششم لاست در حالی به پایان رسید که سازندگان تلاش داشتند حداکثر رازهای داستان را در این فصل رمز گشایی کنند و پاسخ های در خوری برای سوالات بیشمار داستان داشته باشند.
داستان با بازگشتی به پایان فصل پنجم داستان شروع شد، فصلی که در انتهای آن بنا بود با انفجار هیدروژنی همه چیز از نو آغاز شود و به گفته دانیل فارادی تمام اتفاقات رخ داده در طول چند فصل برای قهرمانان داستان از بین رفته و آنها را در فرودگاه لوس آنجلس ببینیم. با آخرین ضربه های ژولیت به بمب هیدروژنی، به ظاهر همین اتفاق می افتاد. در ادامه داستان شاهد حضور جک در هواپیما و ادامه اتفاقات در سال ۲۰۰۴ هستیم.

سیر حوادث در فصل ششم وضعیتی پرشتاب دارد، علت این شرایط کاملا مشخص است. داستان در فصل ششم به پایان خواهد رسید و اتفاقات فصل ششم باید بر مبنای ۳ اصل کلی ادامه پیدا کند.
اول، ادامه داستان از فصل پنجم و ادامه داستان پردازی.
دوم، رمز گشایی مسائل داستان که در فصول گذشته شکل گرفت.
سوم، برنامه ای که بتواند پایان مناسبی را برای لاست رقم بزند.
ادامه مطلب …»

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

خرداد ۲۴

گروه نقد و بررسی فیلم و سریال تقدیم میکند.

تحلیل بخش اول اپیزود نهایی به پایان رسید. تقریبا میتوان گفت که بخش اول داستان, پیش درآمدی بود برای بخش دوم آن و پایان بندی نهایی داستان.
مسلما لاست با همین تحلیل به پایان نخواهد رسید. من شخصا آنقدر مسئله و موضوع برای پرداختن دارم که فکر میکنم تا یکسال دیگر هم تمام نشود. مهم نیست که سازندگان برای اینها جوابی داشتند یا خیر, مهم این است که با این کار ما هوش و استعدادهای خود را به آزمایش میگذاریم و این از همه چیز با اهمیت تر است.
و اما تحلیل بخش نهایی لاست…

بحـــران!!!

جزیره در حال غرق شدن است. همه قواعد به هم خورده و آنچه پیش رو است, جز نابودی نیست. جک با ضربه ای که MIB به سر او زد در کنار چشمه نور افتاده است. افراد بازمانده بیرون محدوده بامبوها گرفتار لرزه های سهمگین جزیره ای هستند که عنقریب است برای همیشه به زیر آب برود. باران سیل آسا در حال باریدن است. گروهی دیگر در هایدرا در حال فراهم کردن مقدمات خروج از جزیره هستند و MIB هم به سوی آنها میرود تا شاید بتواند برای همیشه از این جزیره عجیب بیرون برود.
آشوب به شکل کاملی در این جا مصداق دارد و تمام نظم جزیره از بین رفته است.
اما در همین موقعیت است که میتوان ماهیت واقعی تری از این انسانها دید. بنجامین لاینوس که متغییرترین آدم کل داستان بود و در هر موقعیت از او واکنشهای اعجاب آوری دیده بودیم, در این جا هم بیننده را متعجب میکند و با نجات دادن جان هوگو, ذات اصلی خود را به نمایش میگذارد. ذاتی که نمایشی نیست.
شاید بیش از هر کس دیگری در این فصل درباره بنجامین و حرکاتش صحبت شد.
بنجامین در لاست از مرد مدیریتها به مرد خفتها بدل شد, سیر زندگی سه ساله او مسیری را رقم زده که با نگاه به آن متوجه خواهیم شد که چقدر از این شخصیت ناهمگون بوده است.
اما آنچه مهم است این است که بنجامین راه اصلاح خود را از همین جا شروع میکند و با نجات جان هوگو…
ادامه مطلب …»

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

خرداد ۲۴

گروه نقد و بررسی فیلم و سریال تقدیم میکند.

با سلام خدمت همه دوستان و علاقمندان سریال زیبای لاست. فصل ششم و نهایی لاست سرانجام به پایان رسید. شاید قضاوت کردن درباره این سریال هنوز هم سخت باشد, اما آنچه که در این فصل از لاست دیدیم گردشی بزرگ بود به سمت یک پایان مذهبی و حسی تمام عیار. لاست زیبا شروع شد و اکنون هم زیبا تمام شد, اما هیچ گاه بدون ایراد نبود و مسلما میتوانست خیلی بهتر و بدون نقص تر هم باشد.
آنچه در این تحلیل خواهید خواند بدون توجه به آنچه در پایان اتفاق افتاد نوشته شده است و من سعی کردم در نظر نگیرم که پایان چیست, چون ممکن بود که رویه تحلیل با مشکلی جدی در غافلگیری پایان ماجرا روبرو شود و این از زیبایی داستان میکاست.
لاست با یک غافلگیری بزرگ تمام میشود و این غافلگیری همان رویه قدیمی و جذاب این داستان است. داستانی که در فصل ششم کمتر ما را غافلگیر کرد و بیننده را به اتفاقات جاری و قبل جزیره مشغول نمود و در واقع درگیر حسی کرد که در این داستان جاری بود و کمتر به آنچه که در فصلهای قبل در آن دیده بودیم پرداخت.
این تحلیل به دلیل طولانی بودن در دو بخش ارائه میگردد و در نهایت در بخشی دیگر به نتیجه گیری کلی میپردازم .
و اما تحلیل این اپیزود…

مرور …

اپیزود نهایی لاست با مروری زیبا بر وضعیت افراد در فلش سایدها از طرفی و در جزیره از طرفی دیگر آغاز میشود. شروع سکانس با رسیدن تابوت کریستین شپرد به لوس آنجلس شروع میشود و بلافاصله ما را به دفتر کار جک میبرد, جایی که او را در حال بررسی وضعیت جان لاک برای عمل نخاع میبینم.
نوع نگرانی ای که در این صحنه در وجود جک دیده میشود را به گونه ای دیگر در جزیره شاهدیم, جک که اکنون دیگر کسی است که باید از جزیره حفاظت کند, خواه و ناخواه دارای دغدغه های جدیدی شده, دغدغه عای که به هیچ عنوان در چهار چوب کارهای گذشته اش نمی گنجد و بار مسئولیتی بزرگ را بر روی دوش او گذاشته است. نگاه جک به دستانش میتواند همین مفهوم را برای بیننده تداعی کند. این که همه گره ها از این پس میتواند به دستان جک گشوده شود و به نظر میرسد که مانند همه محافظان دیگر جک هم در این مسیر تنهاست.
با تمرکزی که در این سکانس بر روی تابوت کریستین شپرد و رسیدن آن به لوس آنجلس شده است, میتوان به این جمع بندی رسید که هر آنچه در بخشهای پایانی داستان رخ خواهد داد نمیتواند بی ارتباط با این تابوت و کریستین شپرد باشد. ادامه مطلب …»

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

خرداد ۲۴
گروه نقد و بررسی فیلم و سریال تقدیم میکند.

با سلام خدمت همه دوستداران و علاقمندان سریال زیبای لاست . اپیزود شانزدهم و یا اپیزود ماقبل پایانی لاست نیز به نمایش درآمد و تقریبا از زمان ارائه این تحلیل ۳ روز فرصت هست تا لاست با تمام زیبایی ها و مسائلش به پایان برسد.
اپیزود “آنها برای چه مردند” یک اپیزود پر مفهوم است و پر پاسخ. با توجه به معماهایی که در این اپیزود پاسخ داده شد میتوان گفت که شاهد یکی از اپیزودهای پیش تاز در این زمینه بوده ایم .
در این اپیزود بخش بزرگی از برآوردهایی که در تحلیل های گذشته انجام شده بود, محقق شد و البته در مواردی هم مانند مسئله ماهیت دودسیاه, پاسخ داده شده با برآورد من مطابق نبود که در جای خود توضیح داده خواهد شد.
این اپیزود یک پیش درآمد برای پایان بندی کلی لاست محسوب میشود و از این حیث باید به آن دقت ویژه ای نمود.
و اما تحلیل این اپیزود …

خانواده شپرد …

ماجرا در این اپیزود دوباره به روال سابق باز میگردد, داستان سال ۲۰۰۴ و همزمان داستان سال ۲۰۰۷ .
یکبار دیگر در این اپیزود به مسئله خون روی گلوی جک و آینه ها اشاره میشود. این که چه مفهومی در این باره بناست به بیننده منتقل شود هنوز مشخص نیست و حدسها هم در این باره چیزی را به قطعیت مشخص نکرده است.
اما این مسئله من را به یاد یک اعتقاد خرافی میندازد که سنبلی از یک انسان را دارای قابلیتهای کامل همان انسان میکند و در نتیجه هر آسیبی که سنبل فرد میبیند, برای فرد مورد نظر هم همان مشکل به وجود می آید.
البته قصد ندارم که بگویم این مسئله ممکنست چنین دلیلی داشته باشد, اما از حیث شباهت ماجرا بود که به این فکر افتادم.
آنچه که با شروع این اپیزود و اتفاقات سال ۲۰۰۴ خیلی سریع به آن پی میبریم, مسئله کنسرت است. دیوید پسر جک قرارست نوازنده پیانو در یک اجرای بخصوص باشد, آنچه مشخص است به احتمال زیاد این اجرا بناست مبدل به همان گردهمایی مورد نظر دزموند باشد, گردهمایی که دزموند با پیدا کردن همه افراد اوشینک قصد ایجاد آنرا دارد. مادر دیوید را نیز در همین کنسرت خواهیم دید. با توجه به این که تنها شخصیتی که در بین کاراکترهای اصلی هنوز دیده نشده است ژولیت است, میتوان تصور کرد که مادر دیوید ممکن است ژولیت باشد. ادامه مطلب …»

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

خرداد ۲۴

گروه نقد و بررسی فیلم و سریال تقدیم میکند.

با سلام خدمت همه دوستان و علاقمندان سریال زیبای لاست. پانزدهمین اپیزود از فصل ششم لاست در حالی به نمایش درآمد که پیشاپیش خودمان را آماده کرده بودیم تا با تاریخ این جزیره اسرار آمیز بیشتر آشنا شویم .
اتفاقات این اپیزود باعث شد تا من یکبار دیگر مجبور به خواندن کل کتاب آفرینش Genesis در کتاب عهد قدیم شوم. اما به نظرم به زحمتش می ارزید.
این اپیزود با محوریت گذشته جزیره و زندگی جیکوب, مادر و برادرش شکل گرفته است و با توجه به نمایشی که از این اتفاقات در برابر داریم میتوان به صراحت گفت که تحلیل این دیده ها کار آسانی نیست.
آنچه در این تحلیل می آید, صرفا یک تحلیل نیست و شاید بتوان گفت یک نوع برداشت شخصی از چیزهایی است که دیدیم و تا کنون با آن سرو کار داشتیم .
زمانی که این اپیزود را مشاهده میکنید باید فراموش کنید که قبلا لاست را دیده اید, زیرا ممکن است پیش فرض ذهنی ما درباره لاست باعث بشود تا نتوانیم اتفاقات پیش رویمان تا درست تجزیه و تحلیل کنیم .
نکته دیگر درباره این اپیزود این است که اپیزود آنسوی دریا خود به خود درهم پیچیده با یک نوع گرایش مذهبی مشخص است و چه بهتر آنکه قبل از خواندن این تحلیل و البته دیدن این اپیزود کمی درباره اعتقادات بنیادین ادیان مسیحی و یهودی تحقیق کرده باشید.
و اما تحلیل این اپیزود…

و خدا خشکی را زمین نامید و اجتماع آبها را دریا نامید. و خدا دید که نیکوست. (کتاب پیدایش بخش ۱ بند ۱۰)
خشکی و نجات

داستان این اپیزود ما را مستقیما وارد زندگی زنی میکند که از بازماندگان یک کشتی درهم شکسته است. با توجه به این که ما نه از پیشینه این زن اطلاعی داریم و نه اطلاعی از کشتی حامل, مشخص است که فهمیدن این موضوع که در چه زمانی به سرمیبریم اندکی سخت به نظر میرسد.
اما بدست آوردن حدود تاریخی غرق این کشتی زیاد مشکل نیست. خوشبختانه در این باره سازنده حدودا سعی کرده که ما را راهنمایی کند.
با صحنه هایی که در آب میبینیم و بقایایی که از کشتی در ساحل افتاده است میتوان چند نتیجه به دست آورد . این کشتی یک کشتی چوبی و بدون اتصالات فلزیست . اگر دقت کرده باشید در میان آب و همچنین کنار ساحل مقدار زیادی طناب دیده میشود که این حکایت از آشنایی افراد داخل کشتی با ریسندگی و بافندگی دارد . اما تقریبا از حضور میخ و پرچ در میان تخته های کشتی خبری نیست و یا کمتر مورد پرداخت قرار دارد .
به این ترتیب میتوان گفت که قطعات این کشتی بیشتر با طناب به یکدیگر متصل بوده و درنهایت با قیر اندود شدن برای سفر دریایی آماده شده است .
در میان اشیا دیگر که در کنار ساحل افتاده یک ظرف هم دیده میشود که میتوان آنرا مفرغی در نظر گرفت و یا سفالی, اما با توجه به این که من در لبه این ظرف نوعی قرشدگی دیدم تصورم این است که این ظرف از مس و یا مفرغ ساخته شده است. ادامه مطلب …»

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

2 visitors online now
1 guests, 1 bots, 0 members
Max visitors today: 2 at 12:22 am IRST
This month: 13 at 12-10-2019 02:54 am IRST
This year: 35 at 02-14-2019 12:49 am IRST
All time: 67 at 04-04-2010 01:32 am IRDT