خرداد ۲۵

اولی – خوب میگفتی…
دومی – اره دیگه بعدش اونجا همه سر و صدا میکنن و کمک میخوان و این حرفا …
اولی – خوب، بعد چی میشه؟
دومی- بعد دکتره میره اون وسط ، شروع میکنه به کمک و اینها… آقا یکی زیر هواپیما مونده بوده که با کمک یه کچله میارنش بیرون …
اولی- چه جالب … چه جالب … پس کچله رو هم نجات میدن؟
دومی – نه بابا … کچله خودش کمک میکنه تا یکی دیگه رو نجات بدن…
اولی – پس کچله رو کی نجات میده؟
دومی – کچله خودش نجات پیدا کرده بوده …
اولی – یه چی میگی هاااا … مگه میشه کسی خودش نجات پیدا کنه؟
دومی – آره میشه … اونو جزیره نجات میده!!!
اولی – جزیره کیه؟
دومی – جزیره کسی نیست جزیره همون جایی که افتادن…
اولی- کجا افتادن؟
دومی – تو جزیره …
اولی – اما تو گفتی جزیره کچله رو نجات داده …
دومی – آره اما اینا مسیرش بوده نگو قراره آخر سر کچله هم جزیره رو نجات بده …
اولی – چه با حال …خوب خوب …پس جزیره یک نفریه؟
دومی – نه بابا … جزیره یک جاییه …
اولی – پس چطوری کچله رو نجات میده؟
دومی – بابا کچله معلول بوده بعد که می افتن تو جزیره، جزیره کچله رو شفا میده!!
اولی – مگه جزیره امام زاده است؟
دومی – نه بابا نـــــــــــــــــه …
اولی – پس چیه ؟
دومی – جزیره یک جاییه که زیرش نوره…
اولی – چه باحال مثل آباژور؟
دومی – نه بابا … عجب گیری کردیمــــــــــا…آباژور چیه؟
اولی – مگه زیر آباژور نور نیست؟
دومی – اون که لامپه !!!
اولی – یعنی زیر جزیره لامپ نیست؟
دومی- نه اونجا نوره … همین طوری نور داره …
اولی – هه هه ….. یعنی چی نور داره؟
دومی – یک سوراخی داره که ازش نور میاد بیرون …از اینورشم آب میره تو…
اولی – چه پدیده جالبیه ….پس مثل فانوسه …از این ور نفت میریزی از اون ور نور میده … آره ؟
دومی – عجبــــــــا …. تو چرا مزخرف میگی هی … فانوس چیه … نفت کجا بود؟
اولی – بابا من چه مزخرفی میگم، مگه نمیگی از یک طرف آب میره از اونور هم نور میاد بیرون…
دومی – اصلا من اینو نمیگم … ولش کن بریم سر داستان …خوب ..
اولی – اما داستانش قشنگه داره خوشم میاد…
دومی – آره بابا خیلی قشنگه .. همه مردم چند ساله هی منتظرن بقیش بیاد…
اولی – خوب چرا بقیه اش نمیاد؟
دومی – اومده بابا …
اولی – پس چرا نمیبینن اگه اومده؟
دومی – میبینن … همه دیدن ….
اولی – پس چرا منتظرن بقیش بیاد؟
دومی – میذاری بگم یا نه؟
اولی – من که چیزی نمیگم بگو .. آقا …
دومی – بعد دکتره و میره سراغ دختره کلیر… بعد نجاتش میده ..
اولی – کلیر همون کچله است؟
دومی – نه بابا کچله کجا بود؟
اولی – مگه نگفتی یک جزیره بود که کچله هی نجاتش میداد؟
دومی – نه نه نه … جزیره کچله رو نجات داد…
اولی – پس کچله کی رو نجات داد؟
دومی- کچله به دکتره کمک کرد.
اولی – دکتره کدوم بود؟ همون که کچل نبود؟
دومی – نه دکتره مو داشت اما موهاش کم بود…
اولی – پس دکتره هم کچل بود؟
دومی- نه موهاش کم بود!!
اولی – مگه کچله چطوری بود؟
دومی – اونم موهاش کم بود … اما وسط سرش مو نداشت ..
اولی – فکر کنم کچلا نباید وسط سرشون مو داشته باشه!!! نه؟
دومی – اون کچله فرق داره … اول مو داشته بعد از ساختمون که می افته موهاش کمتر میشه…
اولی – مگه نگفتی از هواپیما می افته؟
دومی – اون ماله قبله آخه یکبار هم از ساختمون می افته ..
اولی – این کچله چرا اینقدر می افته ؟
دومی – حالا تو هم همه چی رو ول کردی گیر دادی به این کچله؟
اولی- آخه من کچلا رو دوست دارم … خوب بقیش چی میشه …
دومی – دکتره همه رو نجات میده … بعد همه میرن کنار ساحل کمپ میزنن…
اولی – خوب خوب …
دومی- بعد کیت میاد از یک تا پنج میشمره و جک رو بخیه میزنه ..
اولی – جک همون کچله است؟
دومی – نه جک همون دکتره است..
اولی – همون که کچله رو نجات داد؟
دومی – نه کچله رو جزیره نجات داد… دکتره بقیه رو نجات داد…
اولی – بقیه کی بودند؟
دومی- زن سیاهه و زن حامله هه و اینا رو ….
اولی – دکتره هم زن بود؟
دومی – نه دکتره مرد بود .
اولی – پس چرا دکتره همه زنها رو نجات داد؟
دومی – چون بقیه خوب بودن …
اولی – کچله چی ؟
دومی – کچله رو جزیره نجات داده بود…
اولی – ببین من هنوز نفهمیدم که چطور جزیره کسی رو نجات داد؟
دومی – ببین جزیره زیرش نوره و اون نوره همه چی رو شفا میده؟
اولی – پس چرا زن حامله هه و زن سیاهه رو شفا نداد؟
دومی- نمیدونم …بهش فکر نکردم .
اولی – شاید کچله رو هم یکی دیگه شفا داده؟
دومی – مثلا کی؟
اولی – هر کی !!!
دومی – تو که اصلا ندیدی که، چرا پرتو پلا میگی؟
اولی – خوب بابا … بگو
دومی – بعد شب سعید و چارلی آتیش درست میکنن و هارلی هم غذاها رو تقسیم میکنه ..
اولی – هارلی دیگه کیه؟
دومی – هارلی همون چاقه … همون که مهربونه …
اولی – پس باز که داری کچله رو میگی. .
دومی- نه بابا چه ربطی به کچله داره؟
اولی- آخه کچلها مهربونن!!!
دومی- چرا چرند میگی، کچلها همه آدم منفی فیلم ها هستند… کجا مهبونن؟
اولی – اگه کچله آدم منفی بود، چرا جزیره نجاتش داد…
دومی- این فرق داشت … این جان لاکه خوب …
اولی – آقا کچل هست یا نه؟
دومی – بابا … چه ربطی داره آخه …الان اون چاقه مهربونه و سعید هم بعدا منفی میشه اما الان مثبته …
اولی – سعید همون چاقه است؟
دومی- نه سعید همون عراقیه است..
اولی – عراقیه کیه؟ دکتر رو میگی ؟
دومی- دکتر که جکه بابا ….عراقیه همون سعیده …
اولی – پس معلوم شد که کچله کجاییه !!
دومی – از کجا فهمیدی؟ کچله کجاییه؟
اولی – عراقیه دیگه !!!
دومی – من کی گفتم عراقیه کچله؟
اولی – اشتباه کردم، ببخشید. تو گفتی اونی که چاقه عراقیه!!
دومی – من کی گفتم چاقه عراقیه؟
اولی- پس دکتره عراقیه؟
دومی – ای خــــــــــــــــــدا …نه نه … دکتره آمریکائیه..
اولی – اوه اوه اوه … چه جنگیه پس!!!
دومی- چه جنگی؟؟؟
اولی- بابا واسه همینه که هواپیماشون رو زدن دیگه!!
دومی- هواپیمای کی رو زن؟
اولی- عراقیه داشته با هواپیما میرفته تو برجهای دو قلو …. بعد کچله میپره و هواپیما رو میندازه زمین…
دومی- نه نه ..نـــــــــــــــــــــــ ـه …. چرا مزخرف میگی ؟؟؟!
اولی – پس چرا هواپیما سقوط کرده؟
دومی- چون جزیره خواسته…
اولی –مگه جزیره کچله رو نجات نداده!!!! پس چرا هواپیما رو این طوری کرده؟
دومی- بابا اینها همش مسیرشه ….. قراره اینها یک کار دیگه بکنن !!
اولی – چه کاری؟ ……..ببین خودتم پرت و پلا میگی …
دومی- بابا این جریانها ربطی به برجهای دو قلو نداره … اصلا برجها خیلی وقته نیستند… سال ۲۰۰۱ چپه شدن رفت پی کارش …
اولی – پس چرا کچله این کارو کرد؟
دومی- کچله چی کار کرد؟
اولی- همه رو نجات داد!!!
دومی- من کی گفتم کچله کسی رو نجات داد؟
اولی – صفحه قبلو بخون …خودت گفتی آخرش کچله جزیره رو نجات میده …
دومی- بابا … اون یک چیز دیگست … الان هنوز به اونجا نرسیدیم که ..
اولی – الان به کجا رسیدیم پس؟
دومی- الان شب اوله … هنوز اوله داستانه …
اولی – بهـــــــــــــه … این همه تعریف کردی، هنوز اول داستانه …
دومی- تو که نمیذاری من چیزی بگم که … همش چرت و پرت میگی ..
اولی – آقا یک چیز رو به من بگو … داستانش خوب بودا … اما بگو آخرش کچله چی میشه؟
دومی – کچله کشته میشه … میزنن میتوکوننش … حالشو میگیرن …. خسته ام کردی … مردشور، تو با هر چی کچله رو ببره …
اولی – همین دیگه … شماها لیاقت اون کچل رو نداشتین … همتون همینین .. تا یک کچل میبینید، باهاش دشمن میشین … من که میدونم اون کچله قهرمان داستان بوده … تو هی بگو عراقیه بوده هی بگو چاقه بوده … امــا من مطمئنم که کچله بوده!!!
دومی – من کی گفتم کی قهرمان بوده …چرا حرف بیخود میزنی ؟
اولی – تو اصلا معلومه طرفدار دکتره هستی …
دومی – آخه تو که آخرشو نمیدونی … همه میمیرن دکتره میمونه …
اولی – پس معلوم شد داستان چرندیه … وقتی کچل بمیره وو دکتر بمونه … چرنده ..
دومی – بابا داستان اصلا یک چیز دیگست …
اولی – هر چی هست، به درد نمیخوره … آخرش دکتره قهرمانه و کچله هم دود میشه میره هوا …. !!!
دومی – از کجا فهمیدی کچله دودسیاه میشه؟
اولی – اینا همش مسیرشه، آخرش همیشه یکجورتموم میشه!!!
دومی- هــــــــــــــــــــــــ ـــااااااااااااا
اولی – آهـــــــــــــــــــــــ ـــاااااااااااااو این مکالمه تا ابد ادامه پیدا کرد!!!

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
گفتگوی لاستی !!, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

نوشتن دیدگاه

شما باید برای ارسال نظر وارد سایت شده باشید سپس نظر خود را ارسال نمایید .

2 visitors online now
0 guests, 2 bots, 0 members
Max visitors today: 7 at 11:52 am IRDT
This month: 25 at 08-02-2019 07:20 am IRDT
This year: 35 at 02-14-2019 12:49 am IRST
All time: 67 at 04-04-2010 01:32 am IRDT