خرداد ۲۵

همه ما تغییر کردیم…
همه چیز یکروز دچار تغییر شد…
همه چیزهایی که فکر میکردیم خوب است، دیگر خوب نبود…
همه چیزهای سرگرم کننده، به یکباره قابلیت سرگرم کنندگی خود را از دست داد…
همه چیز دگرگون شده بود!!!
یکروز تصمیم گرفتیم که دیگر شبیه گذشته مان نباشیم…
یکروز تصمیم گرفتیم که همه چیز را تغییر بدهیم!!!
یکروز تصمیم گرفتیم که به جای دیگری برویم!!!
یکروز تصمیم گرفتیم که به یک مکان دورافتاده برویم…
یکروز تصمیم گرفتیم که از همه چیز این دنیا جدا شویم!!!
یکروز تصمیم گرفتیم که به جزیره برویم …

ابتدا نمیدانستیم که به کجا آمده ایم، کمی به دور خود چرخیدیم، همه جا پر بود از نی های بلند و سبز، کمی گذشت، ایده ای نداشتیم که چه چیزی برایمان رخداده است، اما حس کردیم که از جایی صدای بخصوصی به گوش میرسد، به سمت صدا دویدیم و به ساحل دریا رسیدیم، ما این جا را نمیشناختیم و از هیچ جهت برایمان آشنا نبود، اندکی به راست نگاه کردیم و پس از مدتی به چپ…
صدای شیون و ناله مردم به گوش میرسید، به آن سو نگریستیم، هواپیمایی در این جا سقوط کرده بود و مردمی که بروی زمین افتاده بودند و نیاز به کمک داشتند، به سمتشان دویدیم و به نجاتشان پرداختیم و …

هنوز هم با این که ۳ سال از آن زمان گذشته اما هر بار که به این صحنه ها نگاه میکنم دلم میخواهد بنشینم و یکبار دیگر تمام این وقایع را از ابتدا ببینم و لمس کنم.
وابستگی به لاست منحصر به محدوده سنی خاصی نیست، این مجموعه اصلا محدوده ای ندارد، همه کس میتوانستند بر اساس دریافتهای ذهنی خود به تماشای این مجموعه زیبا و پر افت و خیز بنشینند.

اکنون لاست به پایان رسیده است، اصلا قصد ندارم درباره آنچه در لاست گذشت صحبت کنم، هدف از این نوشته حسیست که از پایان یافتن یک مجموعه به من دست میدهد، مجموعه ای که دوستش داشتم، مجموعه ای که دوستش دارم و مجموعه ای که دوستش خواهم داشت.
همه ما با دیدن اولین اپیزود از این سریال به داخل تله ای افتادیم که از خیلی جهات منحصر به فرد بود، همه ما دوست داشتیم که هر چه بیشتر در عمق این تله فرو برویم و با دانه به دانه بندهایش آشنا شویم، اما نمی دانستیم که این آشنایی برای ما بسیار گران تمام شد. زیرا هر آغازی را پایانیست و پایان لاست، پایان همه حسهای زیبای ماست که با این مجموعه شکل گرفت.
اکنون دیگر مفهوم طرفدار گمشده بودن، مفهومی به گستردگی یک سریال هیجان انگیز نیست، اکنون دیگر طرفدار لاست بودن معنی نشستن پای جعبه جادو و نظاره کردن یک ماجرای پر پیچ و خم را ندارد، اکنون دیگر این ما نیستیم که به تماشای یک مجموعه تلویزیونی جذاب می نشینیم.
اکنون این روح ماست که گمشده است و هیچ درمانی برای آن پیدا نمی کنیم. برای ما لاست فقط یک اسم نیست، لاست یک معنی گمشدگی ساده ندارد، ما به یک یک شخصیتها و یکی یک مکانهای این جزیره وابسته هستیم، ما هر لحظه بیشتر از لحظه قبل در ژرفای این ماجرا غرق شدیم، ما گمشدگانی بودیم، گمشده تر از قهرمانان داستان، به نظر میرسد که این ماجرا از هر کدام از ما مشکلی را حل کرده است.

به یاد گفته جیکوب می افتم که به داوطلبان گفت : من هیچ کدام از شما را از یک زندگی شاد بیرون نکشیدم.
او درست میگوید و این قاعده کاملا درباره ما هم صدق میکند، هر کدام از ما بدون این که بدانیم، مشکلی داشتیم که با این سریال حل شد، جایی از وجود ما همچنان در این جزیره مانده است و این تنها به این خاطر نیست که به داستان علاقمند بوده ایم، ماجرا همان ماجرای گمشدگیست.

اکنون بعد از نزدیک به شش سال، لاست با تمام زیباییها و با تمام جذابیتهایش به پایان رسیده است. داستان میتواند تمام شده باشد و میتوان تصور کرد که در جایی همچنان این جدال ادامه خواهد داشت.
اما ما چطور ؟ آیا ما هم میتوانیم با پایان ماجرا کنار بیاییم؟
آیا ما هم میتوانیم تمام خاطراتمان را همراه با جزیره غرق کنیم؟
آیا ما میتوانیم تمام لحظه لحظه هایی را که در جزیره قدم زدیم را به باد فراموشی بسپاریم ؟
آیا میتوان جزیره، دارما، دیگران، دودسیاه، معبد، مجسمه، ارکید، سوان و دهها اسم و موضوع دیگر را در این باره به راحتی فراموش کرد؟
آیا میتوان به کنار دریایی رفت و خاطرات شیرین جزیره را به یاد نداشت؟
آیا میتوان به غروب آفتاب نگاه کرد و به یا غروبهای زیبای جزیره نیفتاد؟
آیا میتوان به کنار نهری رفت و چشمه سارهای زلال جزیره را به یاد نیاورد؟

هیچ کدام از این مسائل تا ابد ما را رها نخواند کرد، اگر داوطلبیه کاندیداها در جزیره محدود به یک مدت خاص بود، داوطلبی ما تا آخر عمر ادامه خواهد یافت.
میدانم که هنوز هم باور نمیکنید که لاست پایان یافته، میدانم که هنوز هم نتوانسته اید با اندوه خود از پایان این ماجرا کنار بیایید، پایانی که مدتها بود دیگر چگونگی اش برای ما مهم نبود، داستانی که جاری بودنش میتوانست ما را جاری کند و توقفش ما را متوقف، داستانی که با تمام وجود دوستش داشتیم…

از دستمان کاری برای متوقف کردین این پایان بر نمی آید، شاید بیشتر دلمان میخواست که اپیزود The End هیچ گاه پخش نشود، کاش هیچ موقع نمیدانستیم که همه چیز در حال پایان است. کاش ماجرا بدون پایان میماند!!
چیزی به قلبم فشار میآورد و حتی نمیتوانم بگویم چیست، مانند زمانیست که عاشق شده باشید و از یکروز به بعد معشوقتان ناگهان ناپدید شود…

دوست داریم به هر شکل ممکن جلوی این پایان را بگیریم، دوست داریم متوقفش کنیم، اما نمی توان سرنوشت را متوقف کرد…
وضعیت ما در این حال مانند زمانی است چارلی در پشت شیشه ایستگاه آینه به دزموند مینگریست و دزموند میدانست که هیچ کاری برای نجات او نمی تواند بکند، چارلی خواهد رفت و او فقط میتواند با نگاهش او را تا آخرین دم همراهی کند، اما توقف ممکن نیست…
وضعیت ما مانند زمانی است که جک به سینه چارلی میکوفت، شاید بتواند او را به زندگی باز گرداند و ما این بار میدانیم که هیچ امیدی نیست…
وضعیت ما مانند زمان رفتن سعید است، در زمانی که به شر بودنش باور داشتیم و جان خود را قهرمانانه برای نجات سایرین فدا کرد، و جک هیچ کاری از دستش بر نمی آمد…
وضعیت ما مانند زمانیست که شاهد مرگ مظلومترین زوج جزیره بودیم، با نگاهمان غرق شدنشان را همراه با زیر دریایی دیدیم و هیچ کاری از دستمان بر نیامد…

اکنون لاست به پایان رسیده است، سعی کردیم با چنگ و دندان نگاهش داریم، سعی کردیم که به پایان نرسد، برایش مرثیه سرائی کردیم، به پیشوازش رفتیم، برایش نوشتیم، تحلیلش کردیم، نقدش کردیم، اما نتوانستیم مانع توقفش شویم…
زندگیمان بدون لاست مفهومی را از دست داده که تا مدتها نمیتوانیم روال عادی داشته باشیم.
مفهوم این گمشدگی مانند افیونی است که گرفتار آن باشیم و ترک کردن آن هر روز غیر ممکن تر از روز قبل باشد، ما با این داستان زندگی کردیم و با آن همراه بودیم، با شادیهایش شاد شدیم و با غمهایش گریستیم، از ماجراهایش لذت بردیم و به خاطر سرنوشت محتوم آدمهایش افسوس خوردیم، حال این ماده حیاتبخش و سرمست کننده از زندگی همه ما رخت بر بسته و ما مانده ایم و تمام حسرتهایمان…

حتی نمیدانم در مورد چه چیز بنویسم، بغض گلویم را فشار میدهد، به تصویر کشیدن این لحظات برای من که هفته ای ۴ روز را به نوعی با لاست میگذرانیدم بسیار بسیار مشکل تر از دیگر دوستان است.
اکنون مدتهاست که در خواب هم از مصائب جزیره دور نیستم، شبها را در میان اتفاقات ریز و درشت جزیره به صبح میرسانم و روزها با این فکر که ماجرا به کجا خواهد رسید، و اکنون همه چیز به پایان رسیده است.
سوال اینجاست که آیا با تمام شدن لاست، دنیا به پایان رسیده است؟
آیا میتوان برای این همه دلتنگی و افسوس ما بر پایان این داستان درمانی یافت؟
آیا ممکن است چیزی بتواند جای این مجموعه را در ذهن ما پرکند؟
آیا اصولا جایگزین کردن در مورد لاست معنی دارد؟!!

دنیا با پایان لاست به پایان نخواهد رسید، همان طور که در داستان به پایان نرسید، اما خیلی از چیزها تغییر کرده است، ما دیگر همان آدمهایی نیستیم که قبلا بودیم، ما هم با لاست تغییر کرده ایم، ما هم اکنون و بعد از گذشت ۶ سال اگر علم گرا بودیم، معتقد شدیم، اگر بدبین بودیم، خوشبین شدیم و اگر همه چی برایمان بی معنی بود، اینک همه چیز برایمان دارای مفهوم و پیام است.
بعد از ۶ سال این پازل لاینحل، حل شده است، اما آیا عطش ما هم برای همراه شدن دوباره با قهرمانان داستان پایان یافته؟
میدانم که پاسخ همه منفی است. ما هنوز نه از این داستان اشباع شده ایم و نه چیزی برایمان پایان یافته است!!!
اما حاصل این داستان برای ما چه بود، لاست داستانی بود که در آن ناهمگون ترین مجموعه ای که امکان داشت، در یکجا و درکنار هم جمع شد.
آیا این همان اتفاقی نبود که اکنون برای ما بینندگان نیز افتاده است؟
آیا بزرگترین دستاورد لاست، نزدیک کردن اذهان یک جمع چند صد میلیونی به هم نبوده است؟
آیا جمع شدن یک جمع چند هزار نفری و با تفکراتی کاملا متفاوت از هم، در همین مجموعه از معجزات لاست نبوده است؟
پاسخ این سوالات را همه میدانیم، لاست تمام شد و ما مانده ایم، برای من پایان لاست پایانی، تلخ و شیرین است!!!

تلخ است، چون مجموعه ای که تبدیل به همه چیز من شده بود به پایان رسید!
شیرین است، چون با مجموعه ای جدید آشنا شدم. مجموعه ای به نام TvShow .
و شک نکنید که این یک ارزش است.

شاید بپرسید که من با پایان لاست چه حسی پیدا میکنم!!!
زمانی که جمله The End بر روی نمایشگر نقش میبندد، من دیگر نیستم، من از این نیستم، میترسم!!!

سوم خرداد ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و نه
فرخ . ف

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
روزی که همه چیز را تغییر دادیم !!!, ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

یک دیدگاه برای “ روزی که همه چیز را تغییر دادیم !!!”

  1. hilda_145 می گوید:

    حرفهای دل من بود با انشایی بسیار زیبا.ممنون

    VA:F [1.9.20_1166]
    Rating: 0.0/5 (0 votes cast)

نوشتن دیدگاه

شما باید برای ارسال نظر وارد سایت شده باشید سپس نظر خود را ارسال نمایید .

1 visitors online now
0 guests, 1 bots, 0 members
Max visitors today: 7 at 11:52 am IRDT
This month: 25 at 08-02-2019 07:20 am IRDT
This year: 35 at 02-14-2019 12:49 am IRST
All time: 67 at 04-04-2010 01:32 am IRDT