خرداد ۲۵

با سلام خدمت همه دوستان و بینندگان

سرانجام بعد از ۶ سال لاست به پایان رسید، اما این پایان به مفهوم تمام شدن همه معماهای داستان نیست.
یکی از مسائلی که در بین بینندگان لاست به آن زیاد پرداخته شد و البته خود من هم در مورد آن زیاد بحث کرده ام موضوع استثنایی بودن جان لاک است. موضوعی که کاملا یک تلقی اختصاصی از یک شخصیت داستان بود و ما مدتهای مدیدی بر سر آن با یکدیگر بحث کردیم و به نظر من همچنان به نتیجه خاصی نرسیده است.
با توجه مباحثی که من دیدم و در سایت مطالعه کردم به نظر میرسد که این بحث همچنان در همان مسیر سابق گام بر میدارد و همچنان نشانه های داستان در این زمینه کاملا به وادی فراموشی سپرده شده است.

به نظر میرسد که نتیجه گیری های دنیایی و جسمانی داستان با نتایج عقبایی و روحانی آن یکی فرض شده و از آن نتایج عجیبی پدید آمده است…!!!
برای این که بتوانیم برداشت صحیح تری از این موضوع داشته باشیم، باید ابتدا دید که بحث کهنه استثنایی بودن و یا نبودن جان، شامل چه مباحثی میشد.
استثنایی بودن و یا نبودن جان لاک، مسئله ای بود کاملا مرتبط با دنیای مادی، دلایلی که در این باره به استثنایی بدون جان لاک انجامید همه و همه مواردی بود که صرفا به برداشتهای شخصی او از جزیره ارتباط داشت. جان لاک در این باره یک دلیل بسیار بزرگ داشت. شفا یافتن او در جزیره باعث شد که به یکباره جریان ذهنی او تغییر کند و به مرد معتقد داستان مبدل شود. همه میدانیم که او اشتباه نکرده بود و این جزیره و اتفاقات آن واقعا خاص بود.
اما مسئله اصلی این است که آیا باور داشتن به یک خاصیت، میتواند باعث خاص شدن انسان شود. آیا اگر ما خداپرست باشیم و کاملا به این امر باور داشته باشیم، خاص خواهیم شد؟

جان لاک انسانی بود خالص و نیک سیرت و از ابتدای داستان هم کسی مشکلی با روح زلال و پاک جان نداشت…
اکنون به جایی از داستان میرسیم که بنجامین در یک دنیای کاملا ماورایی و روحانی جان لاک را خاص خطاب میکند و از این بابت به نظر میرسد که جان همانیست که گفته شده بود و تصور میشود که همه دلایل خاص بودن جان با این گفته بنجامین محرز شده است. حال آنکه این دنیا دنیایی خالص است و برخواسته از حقیقت درون افراد. اشاره های این دنیا هم همه و همه سرچشمه ای در همین روحانی بودنش دارد. این دنیاییست که بنجامین به خاطر گناهانش باید آنجا بماند و نمیتواند همراه این آدمهای پاک به میان نور راهی شود.
بنجامین در این مکالمه کاملا به ذات و روح ویژه جان لاک اشاره میکند و این نمیتواند یک ماهیت عمومی باشه و به جسمیت و خواص دنیایی او تعمیم داده شود.
ضمن این که بحث احمق و یا استثنایی بودن جان لاک، بحثی بود، بین بیننده های لاست و نه سازنده های لاست.
ما در لاست روالی را طی میکردیم که بر آن منوال میتوانستیم در مورد اشخاص و حرکاتشان برآوردهای شخصی خودمان را داشته باشیم و با توجه به برداشتهای شخصیمان از اتفاقات و مسائل جاری در داستان نتیجه بگیریم.
خیلی از این برداشتها در نتیجه ضعف های داستان بوجود آمد، ضعفهایی که با پایان یافتن داستان همچنان بدون پاسخ مانده است.
مسئله استثنایی بودن اتفاقا از نکاتیه که من را در انتهای داستان قانع نکرد. تصور شخصی من این بود که دلایل محکم و ملموسی برای استثنایی بودن جان ارائه شود. دلایلی که من خیلی قبلتر در مورد آن فکر کردم و اگر می گفتم جان ماهیتی بخصوص داشت بنا به همان دلایل بود. با پایان سریال انتظار داشتم که بیشتر به این مسئله پرداخته شود.
اما داستان در این باره کاملا مهجور و الکن ماند. انتظار میرفت که جان به دلایلی بیش از گفته روح بنجامین لاینوس، استثنایی باشد.
من در تحلیل اپیزود Last Recruit به شکل کاملی به دلایل خاص بودن جان پرداختم و حتی در اپیزود What They Died For باز هم به این اشاره کردم .
اما در داستان به هیچ کدام از این موارد اشاره نشده و تنها دلیل خاص بودن جان، گفته بنجامین است، ظاهرا در قسمت پایانی دیگر مجالی برای پرداخت به این موضوع نبود.
گفته بنجامین بسیار شبیه آن مثال، تکرار کردن کلمه حلواست، که مسلما با آن دهان شیرین نخواهد شد.
اما خوشبختانه داستان امکان قیاس دیگری در اختیار ما قرار داده .
این امکان شخص دزموند هیوم است .
ما در داستان لاست به خوبی حس میکنیم که دزموند دارای خواص بخصوصی است. اما در صحنه انفجار سوان در آخر فصل دوم، میبینیم که به نوعی اکو و جان لاک هم خواصی شبیه به او پیدا میکنند و از یک انفجار الکترو مغناطیسی، جان سالم به در میبرند. شاید بتوان این خاصیت را به حساب ویژگی های هر سه نفر این گروه و از همه بیشتر دزموند گذاشت.
بدین ترتیب میتوانستیم به دزموند بگوییم که خاص است و توانستیم در فصل ششم با این خاصیت بیشتر آشنا شویم.
اما با همین دید چگونه میتوان جان را ویژه دانست؟
ماهیت ویژه جان چه چیزی بود که باعث میشد اکو ویژه نباشد و جان باشد؟
اکو هم در مرحله ای از داستان همه حرفهایی را میزد که جان هم همانها را پیش از این گفته بود. اکو هم مرد اعتقاد دیگری بود. اما یک تفاوت بین این دو بود، هر دو معتقد بودند ولی جان پاک نهاد و اکو گنه کار بود.
این تفاوتی بود که باعث میشد این دو از هم تفکیک شوند.
حال اگر این معادله را حل کنیم، باقی مانده ای نداریم جز همان پاک نهادی جان. همان خاصیتی که در جان بیشتر از همه وجود داشت و همین باعث میشد که او خود به خود از بقیه افراد جدا شود.
در این حالت جان لاک انسانی بیگناه و معتقد است، دید او شباهت به دیدی دارد که جیکوب داشت و از این بابت همه را خوب میبیند و به همه اطمینان میکند.
همین اطمینان ها و همین خوب دیدن مردم باعث تمام مصائب اوست. جان از این حیث تنها فردیست که نیاز به بخشش ندارد و خود به خود انسانیست آمرزیده و نیک.
نکته اصلی درست در همین جا شکل میگیرد . هیچ کدام از ما درباره نیک بودن جان شکی نداشتیم و هیچ کس نمیگفت که جان فردی معتقد نبوده است.

دوستانی که در جریان بنیاد بحثها درباره جان لاک بوده اند که البته هنوز هم نوشته های آن موجود است، میدانند که اصولا کسی نمی گفت که جان معتقد نبود و یا جان آدم پاکی نبود. بحث بر سر معنی این اعتقاد بود.
جان اما با تمام اعتقادش ذهنی اش به جزیره، اما گامی فراتر از این بر نمیدارد. او برای جزیره فداکاری میکند و حتی جان بر سر این کار میگذارد.
اما نکته مهمی که در اینجا وجود دارد این است. اگر کسی از جان بپرسد که دلیلش برای این اعمال چیست، مسلما پاسخش همان حرفهایی خواهد بود که در اپیزود خرگوش سفید به جک گفت. همان حرفهایی که انسان را تحت تاثیر قرار میدهد، اما باورش بدون دلیل مشکل به نظر میرسد.

برای این که بیشتر با این مفهوم آشنا شوید باید به فصل ۵ داستان رفت، جایی که ریچارد در گفتگویی که بالای تپه ها با جان دارد به او میگوید که بن افراد دیگران را با مسائلی مانند نازایی و … درگیر کرده و این در حالی است که آنها منتظر کسی هستند که بگوید، ریچارد و بقیه افراد برای دلایلی بهتر در این مکان جمع شده اند.
کاملا واضح است که در این راه جان لاک هم نمی تواند کمک کند و مسئله ای را برای این مردم حل کند. ادامه همین مسیر نه جان لاک را به محافظت از جزیره نخواهد رسانید. چرا که محافظ فقط کسی نیست که اعتقاد داشته باشد.
جان لاک، اکو، چارلی، و …. همه و همه افرادی هستند که در وادی همان مسیری که جیکوب مشخص کرده گام برمیدارند. همه اینها از جایی که تعیین شده شروع میکنند و در جایی که تعیین شده به آخر کار خود میرسند. در این میان جان لاک نیز فردیست که کاملا همان کارهای تعیین شده را انجام میدهد، با این فرق که او حس میکند که معنایی برای همه چیز هست.
اما باز هم این اعتقاد دلیلی برای خاص بودن او نیست. او هم مانند دیگر افراد داستان یک عبارت جبریست، عبارتی لایتغیر و ثابت، او حتی حتی برای رسیدن به مرحله نهایی گزینش هم دچار مشکل میشود. هر چند که جان لاک راه را هموار میکند، اما او بهترین گزینه برای محافظت نیست. به جان حتی فرصت دیدن واقعیات جزیره را هم نمیدهند، او نه محافظ را میبیند و نه از ماهیت جزیره خبر دارد. تمام اینها به این دلیل است که برای او مامورتی دیگر در نظر گرفته شده و این ماموریت به شکلی یک استفاده حداکثری از جان لاک است.
چرا که جان در این داستان ماموریتی دوگانه دارد. از سویی باید با فدا کردن جان خود، زندگی افراد مانده در جزیره را حفظ کند و اسباب بازگشت افراد خارج از جزیره را فراهم آورد و از سویی دیگر جسدش مورد استفاده MIB قرار بگیرد تا جیکوب با همین روش افراد را محک بزند و محافظ نهایی را به محلی که باید برود هدایت کند.
در هیچ قسمتی از این مسیر ما شاهد بروز خاصیتی منحصر به فرد از جان نیستیم، غیر از همان اعتقادش که همیشه همراه او بود.

من هم مانند همه بیننده ها در لحظه ای که بنجامین جان لاک را خاص خطاب کرد تحت تاثیر قرار گرفتم، اما متاسفانه نمیتوانم خود را قانع به خواص نادیده کنم.
ما با کلمه ثابت و متغییر در داستان لاست بسیار آشنا هستیم. من میخواهم بگویم که داستان ممکن است به ما بگوید که اشخاصی خاص و اشخاصی معمولی هستند. اما اجازه ندهیم که راویان داستان ما را به اشتباه بی اندازند.
در بین تمام جبرها و ثابتها و موضوعات غیر قابل تغییر و داستان، فقط یک موجود ویژه وجود دارد، فقط و فقط یک نفر در کل داستان میتواند با بقیه فرق داشته باشد، فقط و فقط یک نفر هست که سرانجام انتخاب میکند و تغییر میدهد.
تنها یک نفر است که درمیان تمام ثابتهای داستان تصمیم به تغییر میگیرد و در مدتی کمتر از یکروز کامل متغییر ترین حرکات را در کل داستان از او میبینیم.
در حالیکه نه جیکوب و نه برادرش و نه مادرش و نه هیچ موضوع دیگری در جزیره نمیتواند از این دنیای جبری بگریزد، این جک است که سرانجام در بین چهار نفر باقی مانده دست به انتخاب میزند.
این جک است که با رسیدن به محافظت از جزیره با MIB به همان جایی میرود که خود تصمیم گرفته است.
جک مرتب انتخاب میکند و تغییر میدهد، او هم جان را بر سر این هدف میگذارد، ولی یک تفاوتی آشکار در این بین وجود دارد.
جک در جایگاهی قرار گرفته که از ابتدا باید به آن می رسیده است. جایگاهی که برخلاف همه افراد و موجودات داستان، محل اختیار است و نه محل جبر.
جک با اختیار کامل جان خود را فدا میکند. این کاملا تصمیم خود اوست که میداند و بر اساس دانسته هایش عمل میکند و مسیری را میپیماید که خوات خود اوست.
زمانی که جک در انتهای داستان در قسمت زیرین جزیره اقدام به بازگرداندن سنگ اسرارآمیز به محل خود میکند، مفهوم تمام جبرها از بین رفته اند. او در این زمان در میان یک انتخاب بزرگ قرار دارد.
نابودی کامل نور در جهان و در نتیجه نابودی نیکی و یا نجات سرنوشت همه مردم دنیا.
جک به خوبی میداند که عمرش آنقدر کفاف نخواهد داد نتیجه هیچ کدام از این دو انتخاب را ببیند، اما جک چوپان است و ایده آل ذهنی اش نجات نوع بشر است.
با تمام احترامی که برای داستان و جان لاک قائل هستم و با تمام علاقه ای که به او دارم، میگویم که جک مرد خاص این داستان است.
به هیچ عنوان جان را احمق و یا بازیچه نمیدانم، زیرا زمانی که مفهوم اختیار از دست میرود، نه احمق معنی احمق میدهد و نه استثنایی بودن معنی خاصی دارد.
اما در تمام اعصار جزیره و منبع نور جهان، فقط یکبار ممکن است که کسی به آنجا برسد که اختیار نابودی و یا حفظش را داشته باشد و این فرد کسی نیست جز جک.
در پایان میبینیم که بزرگترین خاصیت جک چیزیست که هیچ کس دیگر در آن همپای او نیست.
جک قابلیت دزموند را ندارد، اما در برابر نیروی حوضچه نور سالم میماند.
جک مانند MIB ویژه نیست، اما در چشمه نور مانند او به دود سیاه دیگری بدل نمیشود.
جک در آخر داستان مانند جان لاک، خاص خطاب نمیشود، اما هر چه خوبان همه دارند، جک در خود یکجا دارد.
جک در این داستان ثابت میکند که میتوان تغییر یافت و میتوان تغییر داد و میتوان خاص بود، حتی اگر در یک جزیره سرنوشت مدار گرفتار شده باشد و حتی اگر هیچ کس به او نگوید “خــــــــاص” .

با تشکر از وقتی که صرف کردید.
فرخ

VN:R_U [1.9.20_1166]
Rating: 10.0/10 (1 vote cast)
آیا معمای استثنایی بودن جان لاک حل شد ؟؟!! , ۱۰٫۰ out of 10 based on 1 rating

نوشته ای از Farrokh \\ tags:

نوشتن دیدگاه

شما باید برای ارسال نظر وارد سایت شده باشید سپس نظر خود را ارسال نمایید .

2 visitors online now
0 guests, 2 bots, 0 members
Max visitors today: 2 at 12:22 am IRST
This month: 13 at 12-10-2019 02:54 am IRST
This year: 35 at 02-14-2019 12:49 am IRST
All time: 67 at 04-04-2010 01:32 am IRDT